سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

45

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

3 - از عبد الله بن العباس » . عبد الله بن ابى بكر ( 4 ) ( متولد 60 / 679 - 80 متوفى 130 / 8 - 747 ) و زهرى ( 5 ) ( متولد 51 / 671 متوفى 124 / 742 ) هر دو به نسل سوم ( تابع تابعين ) بعد از پيامبر و به نسل دوم محدثين وابسته‌اند . هر دو از پيشاهنگان تاريخ‌نويسى مسلمين بودند و هر دو موضعاتشان را از تابعين گرفته‌اند ، كه به نوبه خود يا شاهدان عينى وقايع در عهد جوانى بودند و يا اينكه اطلاعاتشان را از صحابه پيامبر كسب كرده بودند . با تحقيقات اخير نبيه ابت Nabia Abbott ( 6 ) در تاريخ‌نويسى اسلامى و ديگران ، جاى هيچ‌گونه شكى باقى نمىماند كه زندگى ، جنگها و دوره حيات پيامبر ، كه در مجموع سيره شناخته مىشود ، همراه با وقايع دنبال آن ، موضوع پژوهش تاريخى شده بود كه با نسلى كه بعد از محمد ( ص ) آمد شروع مىگرديد . در اين رابطه نامهائى چون ابان ( 7 ) ( متولد 20 / 641 ، متوفى 100 / 19 - 718 ) ، فرزند خليفه عثمان ، عروة بن الزبير العوّام ( 8 ) ( متولد 23 / 644 ، متوفى 94 / 13 - 712 ، وهب بن منبّه ( 9 ) ( متولد 34 / 654 - 5 ، متوفى 110 / 9 - 728 ) و ديگران آشكار مىشوند . اين توجه و علاقه در پژوهش‌هاى تاريخى در نسل سوم شتاب زيادى به خود گرفت و در سيره يا آثار مغازى زهرى و عبد الله بن ابى بكر ، دو نفر از ممتازترين اساتيد ابن اسحاق ، به نقطه اوج خود رسيد . تصور اين موضوع كاملا منطقى است كه اين دو پيشاهنگ تاريخ مكتوب اسلامى ، خود در واقعه سقيفه كه مسلما مهمترين حادثه‌اى است كه پس از رحلت مؤسس اسلام صورت گرفت ، علاقه‌مند بوده‌اند . به همين نحو ، معقول است كه تصور كنيم ابن اسحاق ترجيح داده است واقعه را آنطورى كه به وى رسيده بود بجاى نقل از ديگر مآخذ از دو معلم صميمى و مورد احترامش روايت كند ، بخصوص كه توجهش در سقيفه به پيشامدهاى مربوط به مرگ پيامبر محدود مىشد . همچنين توجه به اين نكته حائز كمال اهميت است كه اين شخصيت ، بخصوص نام زهرى را در اكثر آثارش كه مربوط به حادثه سقيفه است بميان مىآورد . بلاذرى و طبرى ، كه عنايت خود را تنها به وقايع رحلت پيامبر محدود نمىكنند ، در خبرهاى خود از اين دو مأخذ روايت مىكنند و سقيفه را از مهمترين حوادث تاريخ اسلام مىدانند .